وبلاگ

کودکان قرار نیست رازدار و مشاور والدین باشند

Wednesday, October 14, 2015

© Tom Grill/Tetra Images/Corbis

شما در گروه همسالان فرزندتان قرار ندارید و مانند او فکر نمی‌کنید و قرار هم نیست که چنین کنید، بنابراین مهم است که در قالب یک بزرگسال مسؤول باقی بمانید اما همیشه از نظرات و دیدگاه او بهره‌مند شوید.

بسیار شنیده‌ایم که بهتر است والدین با کودکانشان دوست باشند. اما چقدر معنای آن را درست درک کرده‌ایم، خود مسأله‌ی مهمی است. تجربه‌ی دوران کودکی، نقش سازنده‌ای در شکل دادن آینده دارد و ماهیت این تجربه با آگاهی والدین گره خورده است. اینکه بزرگسالان چقدر به نقش خود و اهمیت آن در رشد فکری و روانی کودک واقف هستند چالشی همگانی‌ست. نباید انتظار داشت که والدین حرفه‌ای عمل کنند، چرا که آنها نیز در فرآیند یادگیری قرار دارند و اگر نه همه، اما اغلب سعی می‌کنند از آنچه خود در کودکی تجربه کرده اند، بهتر عمل کنند اما واقعیت این است که کار آسانی نیست. از یک سو آموزش اخلاق و رفتار مناسب، انضباط و مسؤولیت‌پذیری به کودکان مطرح است و از سوی دیگر تمایل به رفاقت و صمیمت با فرزند وسوسه‌کننده است. ولی آیا چنین رویکردی درست است؟ بگذارید با یکی دو مثال، موضوع را روشن‌تر کنیم. ممکن است زنی با همسرش بحث و دعوا کند و از آنجا که فکر می‌کند فرزندش، دوست و گاهی حتی مشاور اوست، نه تنها اختلافات بلکه خشم و کلمات تندش را نیز به او منتقل کند. غافل از آنکه، حتی اگر اختلاف نیز حل شود، نگرانی، اضطراب، استیصال و خشم نسبت به پدر در کودک باقی می‌ماند و رابطه‌ی او را خدشه دار می‌کند، تا جایی که گاه حتی دلش می‌خواهد انتقام مادر را بگیرد. در حقیقت مادر، ناخواسته و از روی ناآگاهی، هم نقش خود را اشتباه بازی کرده است و هم دنیای کودکی فرزندش را به دنیای بزرگسالی گره زده است. یا در مثالی دیگر، پدر برای اینکه می‌خواهد نشان دهد با فرزندش صمیمی است و می‌تواند از دریچه‌ی چشمان او به مدرسه و معلمان نگاه کند، در بدگویی از معلم و تخریب وی با کودک همراه می‌شود و گاه به او یاد می‌دهد چگونه معلم را آزار دهد. این‌ها همان اشتباهات رایجی هستند که به نام دوستی صورت می‌گیرند، در حالیکه پذیرا بودن به معنای دوستی غیرمسوولانه و بدون مرز نیست.

دوستانه رفتار کنید

همانطور که پیش‌تر مطرح شد، مهم‌ترین قدم، درک نقش خودتان به عنوان والدین است. دوستانه رفتار کردن و آماده‌ی شنیدن نگرانی‌، عصبانیت، تجربیات و خواسته‌های کودک بودن بخشی از این نقش است. وقتی فرزندتان خشمگین از مدرسه به خانه می‌آید و از معلمش بدگویی می‌کند، از وی بخواهید که دقیق موضوع را توضیح دهد و در صورت جدی بودن موضوع، به آن رسیدگی کنید اما سعی نکنید برای آنکه دوستی‌تان را اثبات کنید در عصبانیتش شریک شود و او را به مقابله با معلمش تشویق کنید. یا در موقعیتی دیگر، اگر قرار است برای فرزندتان کفشی بخرید و وضعیت مالی‌تان خوب نیست صادقانه به او بگویید که این ماه نمی‌توانید کفش مزبور را بخرید اما با او مانند دوست صمیمی‌تان برخورد نکنید و برایش از جزئیات بیکاری یا عدم پرداخت حقوق نگویید. کودک و نوجوان، هر چقدر هم که توانایی درک موضوع را داشته باشند اما چون راه‌کارهای مناسب را نمی‌دانند دچار اضطراب و نگرانی بیهوده شده و گاه با اقداماتی اشتباه تلاش می‌کنند تا مشکل شما را حل کنند. یعنی خودشان را در موقعیت یک بزرگسال قرار می‌دهند بدون آنکه از توان تحلیل، تصمیم‌گیری و حل مساله‌ی یک فرد بزرگسال برخوردار باشند. همچنین، کودک نیاز دارد که شما را به عنوان بزرگتری در کنارش داشته باشد که در هنگام مشکلات به او مراجعه کرده و بتواند مسائلش را مطرح کند نه اینکه شانه‌هایش را برای گریستن در اختیار شما قرار دهد. اگر نقش‌ها تغییر کنند، نگرانی‌ها، مسوولیت‌ها و وظایف نیز تغییر می‌کنند و این مساله به مرور زمان مرزهای دوران کودکی و بزرگسالی را محو کرده و بر اندیشه و رفتار کودک تاثیر می‌گذارد.

مسؤول باشید

در عین حال که سعی می‌کنید رابطه‌ای دوستانه با فرزندتان داشته باشید، در نظر بگیرید که این دوستیِ تعریف شده باید با مسوولیت همراه باشد. کودک و نوجوان باید نسبت به مرز بین رفتارِ پذیرای والدین و لزوم انجام وظایف خودشان آگاه باشند. اگر این مرز کمرنگ شد، بهتر است با جملاتی ساده و روشن با وی صحبت کنید و برایش توضیح دهید که شما همیشه آماده‌ی شنیدن نظرات و مسائل او هستید اما این اصل به معنای سلب مسوولیت از وی و یا توافق بدون قید و شرط بر سر انتقادات یا تصمیمات نیست. مهم است که او بداند همچنان مسوولیت‌ها و وظایفی دارد که باید پی‌گیری کند و در خانه قوانینی وجود دارند که لازم‌الاجرا هستند.

مسوولیت شما قراردادن فرزندتان در مسیری درست است و نه همراهی با او در اشتباهاتش. اگر نیاز دارید در مورد همسرتان یا هر فرد دیگری با کسی گفت‌وگو کنید به سراغ یک فرد بزرگسال امین و یا یک مشاور و نه کودک بروید. اگر می‌خواهید فرزندتان با شما راحت باشد برای این راحتی حد و مرزی تعیین کنید، صحبت‌هایش را بشنوید ولی بدون تصدیق رانندگی، فرمان ماشین را به او ندهید. شما در گروه همسالان فرزندتان قرار ندارید و مانند او فکر نمی‌کنید و قرار هم نیست که چنین کنید، بنابراین مهم است که در قالب یک بزرگسال مسؤول باقی بمانید اما همیشه از نظرات و دیدگاه او بهره‌مند شوید.